167.امروز ما!
امروز بعد از حرف زدن با مرضی هنوز حالم بد بود ... زنگ زدم به مهسا و گفت مامانم میگه بیا اینجا ... خلاصه کارامو کردم و رفتم خونه ی میتراجون ... روز خوبی بود ... مصاحبه ی مطبوعاتی رییس جمهور جدید هم بود ... به دلم نمیشینه چرا؟! به قدر قبلی بدم نمیاد ازش ولی هیچ حسی بهش ندارم! خاتمی رو دوست داشتم ولی این یا اون! رو نه!!! حالا اصن به من چه؟! مهمش این بود که یکی آخر جلسه داد زد روحانی یادت باشه موسوی باید باشه:) و فوری قطع شد!
بعد از ظهر هم مهسا رو با خودم آوردم خونمون و عمو قاسم هم اومد و شام اینجا بودیم و تازگیا رفتن ... همین!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


167.امروز ما!
