آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

167.امروز ما!

1392/3/27 23:59
نویسنده : مامان آرام
568 بازدید
اشتراک گذاری

امروز بعد از حرف زدن با مرضی هنوز حالم بد بود ... زنگ زدم به مهسا و گفت مامانم میگه بیا اینجا ... خلاصه کارامو کردم و رفتم خونه ی میتراجون ... روز خوبی بود ... مصاحبه ی مطبوعاتی رییس جمهور جدید هم بود ... به دلم نمیشینه چرا؟! به قدر قبلی بدم نمیاد ازش ولی هیچ حسی بهش ندارم! خاتمی رو دوست داشتم ولی این یا اون! رو نه!!! حالا اصن به من چه؟! مهمش این بود که یکی آخر جلسه داد زد روحانی یادت باشه موسوی باید باشه:) و فوری قطع شد! 

بعد از ظهر هم مهسا رو با خودم آوردم خونمون و عمو قاسم هم اومد و شام اینجا بودیم و تازگیا رفتن ... همین!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

زهرا
28 خرداد 92 1:04
چقدر بده آدم تو بدحالیه یه نفر تقصیر داشته باشه !

متاسفم !

فردا روز دیگریست ...


مرسی یاسی درست میشم ایشالا
سمیرامامان آوا
28 خرداد 92 7:34
آرام جون نمیدونم موضوع چیه ولی ازاینکه دوست خوبم ناراحته ناراحتم

فقط خواهشی که ازت دارم اینه که با ناراحتی زیاد درمورد کسی فقط داری اینو مخصوصا به خودت ثابت میکنی که چقدر اون برات مهمه درصورتی که در واقع اینطور نیست پس نسبت به قضایا بی تفاوت تر وخونسرد باش وبدون بیشترمواقع بی محلی وبی تفاوتی بهترین ابزارهست


میدونم سمیرا ... دقیقا منم بهش همینو گفتم که دیگه برام مهم نیست و این خیلی بده!
هانی
30 خرداد 92 11:54
اون باید حالش بد باشه..هم اینه که سبک شدی....
راستی این یارو که داد زده رو گرفتن از نزدیکای یکی از کاندیداهای رد صلاحیت شده بوده... میخواسته مثلا آخر جلسه رو بریزه بهم...تو خبرگزاری ها نوشته ...به لطف تو ضیحات آقای همسر من هم حسابی خبردار میشم...

هانی اینا چرته:دی هر اتفاقی میفته برای تو 20:30 یه چیزی درست میکنن که بگن ما خیلی باحالیم:دی